تبليغاتX

..آدمک آخر دنيـاست بخـند...آدمک مـرگ هـمينجـاست بخند...دست خطـي کــه تـورا عـاشق کرد...شوخـي کـاغذي مـاست بخند... آدمـک مـست نـشـوي گريـه کنـي...کل دنيـا سراب اسـ ت بخـ ند...آن خـ دايـ ـي کـ ـه بـ زرگش خوانـدي.. بخــدا مثـل تـو تنهـاست بـخـند ::..

عاشق تنها
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم ... منتظر لحظه ای هستم که در

کنارت بشينم سر رو شانه هايت بگذارم ... از عشق تو ... از داشتن

تو ... اشک شوق ريزم ...منتظر لحظه ای هستم ...

لحظه ای مقدس ... منتظر لحظه ی پيوند ... که تو را در اغوش گيرم ...

بوسه ای از سر عشق تقديم تو کنم ... و با تمام وجودم عشقم و قلبم

را به تو هديه کنم ... اری من منتظرم ... منتظر لحظه ای پاک و مقدس

که به تو بگويم هستی ام ... هم نفسم ...

مونس شب های بی قراری ام ... من دوستت دارم ... و عشقم و

وجودم را به تو تقديم ميکنم ... اری من عاشق توام ... و عاشقانه تو را

میپرستم ...

 

 

دل شكسته




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط::معین ::
__________________________________________________________